استاد رهی معیری

ای رهی
نویسنده : حسین - ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۳٠
 

 

ای رهی

 ای رهی! ای صاحب ذوق سلیم‌/شعر نو را داده‌ای سوز قدیم‌

بوده‌ای تو محرم آئین عشق‌/ساز کردی نغمهء دیرین عشق‌

گرچه خنک شاعری پا در گل است‌/شعر تو سرمایهء اهل دل است‌

با دم گرمت بدور پهلوی‌/ جان نو دادی بشعر فارسی‌

ای سراپا نغمهء ساز غزل‌/ خوش نوائی!از نیستان ازل‌

همنوای سعدی و حافظ:رهی!/ صائب تبریز را هم همدمی‌

امتزاج رنگ گلهای جهان‌ شعر تو/هم بوستان هم گلستان‌ شعر تو

آبیست از جوی ازل‌/ من ندیدم کهنه و نو در غزل‌

فارغ از قید زمان،بند مکان‌ /جوی آب زندگی باشد روان‌

آشنا پنداشتی حرف مرا/ این بود اعجاز عشق بی‌ریا

نغمهء عشقم بگوشت آشناست‌/ این نوا را اول و آخر کجاست‌

حرف کوتاه،داستان من دراز /می نگنجد در بیان سوز و گداز

 دکتر خواجه عبد الحمید عرفانی

 

نعمه ی عشق

گهی از غم چو دریا در خروشم‌

گهی چون غنچه از حیرت خموشم‌

چو عرفانی سراید نغمهء عشق‌

نوای آشنا آید بگوشم

رهی معیری

 

منبع:مجله زبان و ادبیات " هلال" - بهمن 1347 - شماره 87


 

 

استاد فرامرز پایور ، نوازنده و آهنگساز مورد علاقه ام