استاد رهی معیری

خاطره ای از گلرخ معیری
نویسنده : حسین - ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٦
 

 خانم "گلرخ معیری" برادر زاده ی رهی از خاطرات کودکیش می گوید:

 آن روزها که تازه خواندن و نوشتن آموخته بودم،شعری از رهی را در روزنامه دیدم که اینگونه آغاز می شد:

 من کیستم؟ز مردم دنیا رمیده ای

 با تمام شیطنت کودکانه،نامه ای به عمو نوشتم و گفتم:تو چطور نمی دانی که هستی؟تو عموی من و نوه ی معیرالممالک هستی.در همان زمان رهی هم کارت پستالی را که عکس دو گربه ی ملوس روی آن بود،برایم فرستاد و پشت آن نوشت:

  

ای گلی! ای راحت جان عمو

ای گل رویت گلستان عمو

چشم تو میشی چو این پیشی بود

گربه را با تو مگر خویشی بود

گربه ات دادم که شیطانی کنی

 بهر بابا گربه رقصانی کنی

  منبع:پژوهش نامه فرهنگ و ادب


 

 

استاد فرامرز پایور ، نوازنده و آهنگساز مورد علاقه ام