استاد رهی معیری

نابینا و ستمگر
نویسنده : حسین - ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱۳
 

مینیاتور زیر را استاد حسین بهزاد به رهی معیری تقدیم نموده اند که بی ارتباط با قطعه ی نابینا و ستمگر نمی باشد.این مینیاتور برای اولین بار است که در فضای مجازی قرار می گیرد و برگرفته از کتاب سایه ی عمر رهی معیری چاپ 1355 می باشد.

 

نابینا و ستمگر
فقیر کوری، با گیتی آفرین می گفت:
که ای ز وصف تو الکن زبانِ تحسینم
به نعمتی که مرا داده ای، هزاران شکر
که من نه در خور لطف و عطای چندینم
خسی گرفت گریبان کور و با وی گفت:
که تا جواب نگویی، ز پای ننشینم
من ار سپاس جهان آفرین کنم، نه شگفت
که تیزبین و قوی پنجه تر ز شاهینم
ولی تو کوری و ناتندرست و حاجتمند
نه چون منی، که خداوند جاه و تمکینم
چه نعمتی است ترا، تا به شکر آن کوشی؟
به حیرت اندر، از کار چون تو مسکینم
بگفت کور:کزین به چه نعمتی خواهی؟
که روی چون تو فرومایه ای نمی بینم

رهی معیری 

 

رهی معیری در رثای استاد حسین بهزاد:

 

بهزاد افسونگر
آن خداوند هنر وآن نامور استاد رفت
خامه خون گرید، که استاد هنر بهزاد رفت
آن که نقش طرفه می انگیخت چو خرم بهار
همچو گل، از برگ ریزان اجل بر باد رفت
او هنرمندی گرانقدر و قوی بنیاد بود
آن هنرمند گرانقدر قوی بنیاد رفت
آنکه با دست هنر، نقش صور می ریخت، مرد
و آنکه لوح ساده را، رنگ بقا می داد رفت
مردم چشم هنر، از داغ او در خون نشست
گرچه مردم را طریق مردمی، از یاد رفت
او، نه تنها گشت پامال حوادث کز نخست
از جهان سفله، بر آزادگان بیداد رفت
گرچه آن سحرآفرین استاد جادوکِلک ما
با دلی شاد آمد و با خاطری ناشاد رفت
لیک از رسم و ره آزادگی، رخ بر نتافت
ای خوشا آن کس، که آزاد آمد و آزاد رفت
آیت فضل و هنر، بهزاد افسونگر«رهی»
رفت و با فقدانِ او فضل و هنر بر باد رفت

رهی معیری

 

 

 

سایه ی عمر رهی معیری چاپ 1355


 

 

استاد فرامرز پایور ، نوازنده و آهنگساز مورد علاقه ام