استاد رهی معیری

طبیب و بیطار
نویسنده : حسین - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٤
 

آقای دکتر داریوش صبور انگیزه رهی معیری را از سرودن این شعر این گونه بیان می کند:

"روزی که برای دیدن رهی به اداره پیشه و هنر در خیابان نادری(جمهوری)رفتم،متوجه شدم که رهی از دل دردی رنج می برد.به من گفت با وجودی که نزد طبیبانی بسیار رفتم،بهبودی حاصل نشده.قرصی به او دادم و پس از چند روز که دوباره او را دیدم،اظهار سلامتی کامل کرد و گفت در قبال لطفی که به من کردی شعری برایت سروده ام.من هم که در آن زمان مسؤول مجله ی دنیای جدید بودم،این قطعه را که نماینده ذوق چشم گیر رهی بود،چاپ کردم،هر چند پس از آن نیز انتقادهایی از رهی شد."

طبیب و بیطار

عمری از جور چرخ مینا رنگ

رنجه بودم ، ز رنج بیماری

یافت آئینه وجودم زنگ

از  جفای  سپهر  زنگاری

تار شد ، دیدگان روشن بین

زرد شد ، چهرگان گلناری

همچو موشی نحیف گشت و نزار

تن  فربه  چو گاو  پرواری

آزمودم همه طبیبان را

در  شفاخانه های بهداری

کار آن جمله و طبابتشان

کار  بوزینه  بود  و  نجاری

نه حکیمی ، خبر ز حکمت داشت

نه پرستاری ، از پرستاری

پیش بیطار رفتم آخر کار

چاره ای خواستم ز ناچاری

و آن شفا بخش دام و دد ، بگرفت

دستم  و رستم از گرفتاری

بی  تأمل  علاج  دردم  کرد

تن ز غم رست و من ز غمخواری

طرفه بین ، کز طبیبم آن نرسید

که   ز  دانای  فن   بیطاری

یا من از خیل چارپایانم

یا طبیبان از هنر عاری

رهی معیری

 

 

 منبع:پژوهش نامه فرهنگ و ادب 1387


 

 

استاد فرامرز پایور ، نوازنده و آهنگساز مورد علاقه ام