استاد رهی معیری

ستاره ی خندان
نویسنده : حسین - ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٢
 

به پاس عنایات بی دریغ و کریمانه ی جناب سردار فیض محمد خان (فیضی کابلی) نغمه پرداز بلند آوازه ی افغانستان این اثر ناچیز را به ایشان تقدیم می کنم.رهی معیری

ستاره ی خندان
به گوش همنفسان، آتشین سرودم من
فغان مرغ شبم، یا نوای عودم من؟
مرا ز چشم قبول آسمان نمی افکند
اگر چو اشک ز روشندلان نبودم من
مخور فریب محبّت، که دوستداران را
به روزگار سیه بختی، آزمودم من
به باغبانی بی حاصلم بخند، ای برق
که لاله کاشتم و خار و خس درودم من
نبود گوهر یکدانه ای در این دریا
وگرنه چون صدف آغوش می گشودم من
به آبروی قناعت قسم، که روی نیاز
به خاکپای فرومایگان، نسودم من
اگر چه رنگ شفق یافت دامنم از اشک
همان ستاره ی خندان لبم، که بودم من
گیاه دشت جنون خرّم از من است، «رهی»
که از سرشک روان رشک، زنده رودم من
به یاد فیضی و گلبانگ عاشقانه ی اوست
اگر ترانه ی مستانه ای سرودم من
رهی معیری


 

 

استاد فرامرز پایور ، نوازنده و آهنگساز مورد علاقه ام