استاد رهی معیری

فهرست آوازهای استاد شجریان بر روی اشعار رهی معیری(متن اجراها)

 

آه آتشناک

یک شاخه گل شماره 412

آواز:استاد شجریان

تکنواز سه تار:استاد احمد عبادی

دستگاه:همایون-شوشتری منصوری

شعر:رهی معیری

  

 آه آتشناک
چون شمع نیمه جان، به هوای تو سوختیم
با گریه ساختیم و به پای تو سوختیم
اشکی که ریختیم، به یاد تو ریختیم
عمری که سوختیم، برای تو سوختیم
پروانه سوخت یک شب و آسود جان او
ما عمرها، ز داغ جفای تو سوختیم
دیشب که یار، انجمن افروز غیر بود
ای شمع، تا سپیده به جای تو سوختیم
کوتاه کن، حکایت شب ها ی غم «رهی»
کز برق آه و سوز نوای تو سوختیم

 رهی معیری

 

 ×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

  

نای خروشان 

 

گلهای تازه شماره  23

آواز:استاد شجریان

دستگاه:شور-آواز ابوعطا

تار:استاد جلیل شهناز

ضرب:امیرناصر افتتاح

شعر:رهی معیری

 

 

نای خروشان
چو نی به سینه خروشد، دلی که من دارم
به ناله گرم بود، محفلی که من دارم
بیا و اشک مرا چاره کن، که همچو حباب
به روی آب بود منزلی که من دارم
دل من از نگه گرم او نپرهیزد
ز برق سرنکشد، حاصلی که من دارم
به خون نشسته ام از جان ستانی دلِ خویش
درون سینه بود، قاتلی که من دارم
ز شرم عشق خموشم، کجاست گریه ی شوق
که با تو شرح دهد مشکلی که من دارم
«رهی»، چو شمع فروزان گَرَم بسوزانند
زبانِ شکوه ندارد دلی که من دارم

رهی معیری

 

 ×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

 

شاهد افلاکی

 

 برنامه رادیویی موسیقی ایرانی

آواز:استاد شجریان

 دستگاه:سه گاه

 با همکاری هنرمندان:همایون خرم - فرهنگ شریف - حسن ناهید- مجید نجاحی

 شعر:رهی معیری 

 

شاهد افلاکی
چون زلف توام جانا ، در عین پریشانی
چون بادِ سحرگاهم ، در بی سر و سامانی
من خاکم و من گَردم ، من اشکم و من دردم
تو مهری وتو نوری ، تو عشقی و تو جانی
خواهم که ترا در بر ، بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را ، بنشینی و بنشانی
ای شاهد افلاکی ، در مستی و در پاکی
من چَشم ترا مانم ، تو اشک مرا مانی
در سینه ی سوزانم ، مستوری و مهجوری
در دیده ی بیدارم ، پیدائی و پنهانی
من زمزمه ی عودم ، تو زمزمه پردازی
من سلسله ی موجم ، تو سلسله جنبانی
از آتش سودایت ، دارم من و دارد دل
داغی که نمی بینی ، دردی که نمی دانی
دل با من و جان بی تو ، نسپاری و بسپاری
کام از تو و تاب از من ، نستانم و بستانی
ای چشم رهی سویت ، کو چشم «رهی» جویت ؟
روی از منِ سرگردان ، شاید که نگردانی

 رهی معیری

 

 ×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

 

مکتب عشق

 

برنامه رادیویی موسیقی ایرانی

آواز:استاد شجریان

 دستگاه:همایون - مایه ی شوشتری

 با همکاری هنرمندان:همایون خرم،فرهنگ شریف و مجید نجاهی به سرپرستی همایون خرم

 اشعار:رهی معیری و استاد سخن سعدی

 

 

مکتب عشق
هر شب فزاید، تاب و تب من
وای از شب من، وای از شب من
یا من رسانم، لب بر لب او
یا او رساند، جان بر لب من
استاد عشقم، بنشین و برخوان
درس محبّت، در مکتب من
رسم دورنگی، آئین ما نیست
یکرنگ باشد، روز و شب من
گفتم:«رهی» را که امشب چه خواهی؟
گفت: آنچه خواهد نوشین لب من
رهی معیری

  

این ابیات زیبا از استاد سخن "سعدی" نیز خوانده می شود:

 

تا حال منت خبر نباشد

 در کار منت نظر نباشد

 تا قوت صبر بود کردم

 دیگر چه کنم اگر نباشد

 آیین وفا و مهربانی در

 در شهر شما مگر نباشد

سعدی

 

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××× 

 

نغمه ی حسرت

گلهای تازه شماره 65

 آواز:استاد شجریان

 دستگاه:شور-مایه ی ابوعطا

 با همکاری هنرمندان:جلیل شهناز-کامران داروغه-امیرناصر افتتاح

 شعر:رهی معیری

 

نغمه ی حسرت
یاد ایامی که در گلشن، فغانی داشتم
در میان لاله و گل، آشیانی داشتم
گرد آن شمع طرب، می سوختم پروانه وار
پای آن سرو روان، اشکِ روانی داشتم
آتشم بر جان ولی، از شکوه لب خاموش بود
عشق را از اشکِ حسرت، ترجمانی داشتم
چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی
چون غبار از شُکر، سر بر آستانی داشتم
در خزان با سرو و نسرینم، بهاری تازه بود
در زمین با ماه و پروین، آسمانی داشتم
درد بی عشقی ز جانم برده طاقت، ورنه من
داشتم آرام، تا آرام جانی داشتم
بلبل طبعم «رهی» باشد ز تنهایی خموش
نغمه ها بودی مرا، تا همزمانی داشتم
رهی معیری

 

 ×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

وعده ی خلاف 

گلهای رنگارنگ شماره580ب

 آواز:استاد شجریان

آهنگ:مایه ی افشاری 

ویولن:استاد علی تجویدی

سنتور:مجید نجاحی

 

 

 وعده ی خلاف
ندانم کان مه نامهربان، یادم کند یا نه؟
فریب انگیز من با وعده ای شادم کند یا نه؟
خرابم آنچنان، که از باده هم تسکین نمی یابم
لب گرمی شود پیدا که آبادم کند یا نه؟
صبا از من پیامی ده، به آن صیاد سنگین دل
که تا گل در چمن باقی است، آزادم کند یا نه؟
من از یاد عزیزان، یک نفس غافل نیم اما
نمی دانم که بعد از من، کسی یادم کند یا نه؟
«رهی» از ناله ام خون می چکد اما نمی دانم
که آن بیدادگر، گوشی به فریادم کند یا نه؟

 رهی معیری

 

 ×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

 

تصنیف من از روز ازل

 

اجرا در آلبوم "رسوای دل" و "محفل خصوصی"

 

من از روز ازل  

 من از روز ازل دیوانه بودم
دیوانه ی روی تو، سرگشته ی کوی تو
در عشق و مستی، افسانه بودم
سر خوش از باده ی مستانه بودم
نالان از تو شد، چنگ و عود من
تار موی تو، تار و پود من
بی باده مدهوشم، ساغر نوشم
ز چشمه ی نوش تو
مستی دهد ما را، گل رخسارا
بهار آغوش تو
چو به ما نگری، غم دل ببری
کز باده نوشین تری
سوزم همچو گل، از سودای دل
دل رسوای تو، من رسوای دل
گرچه به خاک و خون کشیدی مرا
روزی که دیدی مرا
بازآ که در شام غمم صبح امیدی مرا
صبح امیدی مرا

 رهی معیری

 

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

تصنیف کاروان 

اساتید شجریان،موسوی و مشکاتیان تصنیف کاروان را در محفلی خصوصی اجرا نموده اند.

  

کاروان

همـه شب نالــم چون نی که غمی دارم
دل و جـــان بــــردی امّــانشــــــدی یارم
 

با ما بـــودی،بی مــا رفتی
چون بوی گل به کجا رفتی
تنهــــا مانــدم،تنهـــا رفتی
 

چو کاروان رود ، فغانم از زمین بر آسمان رود
دور از یــــارم خــــــون مـــی بارم
   

فتـــادم از پــا ز ناتوانی، اسیــر عشقــم، چنان که دانی
رهایی ازغــم نمی توانم، تو چاره ای کن، که می توانی
   

گـــر ز دل بـر آرم آهـــی آتش از دلم ریزد
چون ستـاره از مژگانـم اشک آتشین ریزد
  

چو کاروان رود،فغانم از زمین، بر آسمان رود
دور از یـــارم  خــــون می بارم
   

نه حریفـی تـا بـا او غـم دل گویم
نه امیدی در خاطر که تو را جویم

ای شـادی جان، سرو روان، کز بر ما رفتی
از محفل مـا  چون دل مـا سـوی کجا رفتی
 

تنهـــا ماندم، تنهــــا رفتی 

به کجایی غمگسار من، فغان زار من بشنو باز آ
از صبـــا حـکایتــی ز روزگــــار مـن بشنـــو باز آ
 

باز آ سوی رهی

چون روشنی از دیده ما رفتی
با قافلـه باد صبـا رفتی

 تنهـا مانـدم تنهـا رفتی

رهی معیری

 

 ×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××


 

استاد فرامرز پایور ، نوازنده و آهنگساز مورد علاقه ام