استاد رهی معیری

رهی معیری و روزنامه باباشمل

در کنار اشعار ناب رهی که نمایشی است از دنیای لطیف و رنگارنگ عواطف و تخیلات شاعرانه او،نباید از یاد برد که در کار سرودن طنز نیز یکی از سرآمدان روزگار خویش بود. در واقع رهی مانند دهخدا،میرزاجهانگیرخان شیرازی،سید اشرف الدین گیلانی،میرزا علی اکبر طاهر زاده،ابوالقاسم حالت،حسین توفیق،ابراهیم صهبا،کیومرث صابری،کریم فکور و بسیاری دیگر از پرکارترین وشجاع ترین طنز سرایان معاصر بود که گامهایی برجسته و چشم گیر در شکوفایی شعرطنز این دوره برداشت.

رهی اشعار طنز پرمایه و نیش دار خود را در سالهای دهه ی سی با نامهای مستعار زاغچه،شاه پریون،حق گو،رک گو،و گوشه گیر در روزنامه های باباشمل به مدیریت مهندس رضا گنجه ای،توفیق به مدیریت حسین و محمدعلی توفیق،مجله ی تهران مصور به مدیریت مهندس عبدالله والا،اطلاعات هفتگی و برخی دیگر از نشریات معتبر روز منتشر می کرد.

همکاری رهی با روزنامه ی باباشمل

همکاری رهی با روزنامه ی باباشمل از سال هزار و سیصد و بیست و دو آغاز شدکه خواندن چگونگی آن خالی از لطف نیست:

هنگامی که رهی ریاست دفتر اداره ی کل پخش وزارت پیشه و هنر را داشت،روزی مهندس گنجه ای که تازه امتیاز انتشار روزنامه ی بابا شمل را گرفته بود،برای انجام کاری به آن اداره رفت و رهی جواب لازم را به او داد.گویا گنجه ای که از دیدار رییس اداره ی کل ناکام مانده بود،در روزنامه ی باباشمل به طنز نوشت:«یکی از دکترهای مادر زاد و قلابی که در اثر داشتن روابط با یکی از وزرا،یکی از ادارات تیشه و تبر(پیشه و هنر) را تیول کرده و درباری برای خود تشکیل داده،از پذیرفتن مراجعه کنندگان خودداری و پذیرفتن آنها را به حاجب و دربان،جوان بلند قد و چشم زاغ خود،واگذار نموده است.منظور از جوان بلند قد و چشم زاغ رهی معیری بوده است.

رهی هم در پاسخ،قطعه ی طنزی را سرود و بنام زاغچه به دفتر روزنامه ی باباشمل فرستاد که بهنگام چاپ شد:

  داش باباشمل زجان کرتیم

خوش و خندان ز دولت سرتیم

 گر تو ما را گهی نخندانی

پاک گردد نشاط ما فانی

 گفته بودی که در اداره ی خویش

حاجب الدوله ام من درویش

 بر دل و جان مردمان نیشم

بدتر از خان حاکم پیشم

 مش رضا من کجا و بد خویی

تندی و تلخی و ترش رویی

 زاغ چشم و بلندقد باشم

جان بابا ولی نه بد باشم

  آنکه قدم چنین بلند آراست

دستم از ظلم و جور کوته خواست

 

قد بلندی اگر گناه من است

 

دست کوتاه عذر خواه من است

 زاغ مانند من غزل گو نیست

دامن من سیاه چون او نیست

و................. 

رهی معیری

 با انتشار این شعر،رونق روزنامه ی باباشمل بالا گرفت و گنجه ای از رهی عذر خواست و از او درخواست همکاری کرد.

منبع:پژوهش نامه فرهنگ و ادب

 


 

استاد فرامرز پایور ، نوازنده و آهنگساز مورد علاقه ام