استاد رهی معیری

24 آبانماه گرامی باد سالروز درگذشت استاد رهی معیری
نویسنده : حسین - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢٤
 

  

چو دود فاجعه از مرگ باغ می روید

ز دشت سوخته ی سینه داغ می روید

 

 

هفدهم اردیبهشت ماه 94 ، بر مزار استاد


 

 
غزلی ازصائب تبریزی
نویسنده : حسین - ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱۳
 

 

غزلی ازصائب تبریزی 

اهل دل را یاری دوران نمی آید به کار

تیغ را همواری سوهان نمی آید به کار

در بساط آفرینش، مردم آگاه را

هیچ غیر از دیده حیران نمی آید به کار

نور مطلق بی نیاز از پرده های چشم ماست

آتش خورشید را دامان نمی آید به کار

عقده دل از درون چون غنچه خود وا می شود

این گره را ناخن و دندان نمی آید به کار

عشق می خواهد دل مجروح و چشم اشکبار

کشت بی نم، ابر بی باران نمی آید به کار

قدر خط سبز را سوداییان دانند چیست

چشم خواب آلود راریحان نمی آید به کار

هر سحابی از دل عاشق نمی شوید غبار

تشنه دیدار را باران نمی آید به کار

خاطر آسوده خواهی ،چشم از عالم بپوش

دیده روشن درین زندان نمی آید به کار

از سبکروحی و تمکین آدمی را چاره نیست

تیر چون شد بی پروپیکان، نمی آید به کار

تا نگردیده است دل افسرده، کاری پیش گیر

دانه پوسیده، ای دهقان نمی آید به کار

گر نخواهد شد سپند روی آتشناک او

چون شرار این خرده های جان نمی آید به کار

دست وپایی می زند بهر حضو ردیگران

ورنه صائب راسر و سامان نمی آید به کار 

صائب


 

 

استاد فرامرز پایور ، نوازنده و آهنگساز مورد علاقه ام